ترس‌ها

خرید بک لینک

این روزها حالم خوش نیست. دلیلش پیاماس یا هرچی که هست شرحش اینه. تنهایی کشنده، بی رغبتی به همه چیز و همه کس. انزوای خاموش. بی کسی.

همین؟

آره همین.

چرا فکر میکردم بیشتره؟

آها درد اصلی اینه که غمم هم غم نیست. دلچسب نیست، مشغولم نمیکنه، کلا یه تیکه گوشتم افتادهم یه گوشه.

دلم برا ح تنگ شده اما دیگه مطمئنم من برای اون در حد فیلم پورن بودم یعنی تحریک کننده میل جنسی، همین و بس. نمیتونم دیگه بهش فکر کنم. از میان به مح هم خجالت میکشم، خیلی بچهست. بیکسم ....

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

یه جور کودکانهای عاصی و بی پناهم.احساس خفگی میکنم برای زندگی تحت ولایت یه نفر که داره واسه همهی جامعه تعیین تکلیف میکنه.بعد من آدمی بودم که از تصور قدرت مطلقه برای یه خدای فرضی بیزار بودم.میدونم ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

هیچکس مطلقا هیچکسی ندارم. میم در سوگ عشق بر باد رفته اش است. ح لاس میزند با هرکس. مح... بدرم نمیخورد از بس این بچه توداره روم نمیشه برم باهاش حرف بزنم، غر بزنم. کسی رو ندارم، کسی دوسم نداره، بیپناهترینم. چه بیکس شدم من! نه به اون که نمیتونستم اون حجم رو مدیریت کنم نه این وضع بیکسی.

پوووف

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

بالاخره کم آوردم و ح رو آنبلاک کردم در حالیکه هنوز بهش میل دارم و این بزرگترین اشتباهم هست پس همین حالا میرم و بلاکش میکنم. آخیش بلاکش کردم. چیه این پیاماس تعادل رفتاری رو بهم میریزد. خب خو کن به این بیکسی چته آخه؟ کی چی میتونه بهت بده؟ هیشکی، هیچی. پس خفه شو .

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

درد دارد توی تنم میپیچد. نیاز دارم که دردمند باشم. من با این احساس زنده ام و یا به این احساس نیازمندم. روزها و شبها از پی هم میآیند. روزگار دارد از طریق میم همهی وجودم را توی صورتم میپاشد. از خو ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

آدم باید خوشحال باشه؟ آدم باید تو زندگیش لذت ببره؟ آدم باید چهجوری باشه دقیقا؟ چی درسته؟ من الان لذت یک غمی رو میخوام که بشینه تو دلم و درام کنه تو خیال و زندگی رو رنگ بزنه. من الان دلم لذت عشق میخ ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

هیچی نیست که دوای درد بی درمون رخوت و ملال بشه. میم حق داره و صادقانه هم گفته من نیاز دارم یکی باشه جذبم بش، یکی باشه که باهاش در ارتباط باشم. واقعیت تلخ یا هرچی راه خودش رو میاره. میم ازم خسته نیست ا ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

من و میم دوتامون تهِ خطیم. دوتامون داریم جون میکنیم برای زنده بودن. برام عجیبه چرا اینجوریه! برام عجیبه آیا دیگران هم زندگیشان مدل ماست؟ خسته ایم. از نفس افتادیم. خودمون رو روز زمین میکشیم. هیچ.. مطلقا هیچ چشماندازی پیش رومون نیست. هیچ بهانهای نداریم. چجوری زندهایم؟ برام عجیبه! زندگی به مثابه رنج شده برامون و همچنان ادامه میدهیم. واقعیت اینه که از مرگ میترسیم. زندگی رو با تموم پوچی و سختییش دوست داریم. هیهات...

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:14

صفحه بندی